دزد
حس کردم موبایلم تو جیبم نیست،
و نبود.
بلافاصله زنگ زدم به خودم،
یکی از مسافرها که یه خانم بود جواب داد.
قبل از این که حرفی بزنه گفتم که صاحب گوشی خودمم.
گوشی را داد به راننده،
راننده گفت گوشیت رو کجا بیارم واست،
گفتم خودم میام میگیرم ازت،
گفت الان دارم میرم پونک،
گفتم منم الان یه تاکسی میگیرم و تا پنج دقیقه دیگه پونکم.
پنج دقیقه بعدش پونک بودم.
زنگ زدم به خودم،
کسی جواب نداد.
زنگ زدم به خودم،
کسی جواب نداد.
زنگ زدم به خودم،
کسی جواب نداد.
.
.
.
.
بیست دقیقه بعد،
زنگ زدم به خودم،
" شماره مورد نظر اشغال است"
زنگ زدم به خودم،
"دستگاه تلفن مورد نظر خاموش است"
زنگ زدم به خودم،
"دستگاه تلفن مورد نظر خاموش است"
زنگ زدم به خودم،
"دستگاه تلفن مورد نظر خاموش است"
زنگ زدم به خودم،
"دستگاه تلفن مورد نظر خاموش است"
.
.
.
.
یک روز بعد،
زنگ زدم به خودم،
"دستگاه تلفن مورد نظر خاموش است"
عجب...