شیخی آسیا سنگی را با مریدان از راه دراز به سوی ده می برد.
از قضا آن سنگ آسیا افتاد و بشکست.شیخ را حالتی دست داد.
مریدان ناراحت شدند و گفتند ما این همه رنج بردیم ولی بیهوده بود و آسیای ما ضایع ماند.
این جا چه جای این حالت است که تو را افتاده.شیخ گفت
این سنگ این جا بشکست تا از سرگردانی در آسیا آسوده گردد.اگر این شکست او را نبودی
تا ابد می بایست در آسیا سرگشته بماند.من از این شکست او دریافتم که شکستن از سرگشتگی رها شدن است.
هر که از سرگشتگی پیوسته شد/
چون شکست آورد کلی رسته شد/
هر که او سرگشته و حیران بماند/
درد او جاوید بی درمان بماند/
مصیبت نامه حضرت عطار
1.تلویزیون تونس مرگ بن علی را تایید کرد.خیلی جالبه...هنوز یک ماه نگذشته...شاید اگه زودتر مرده بود
این همه خفت و آوارگی نصیبش نمی شد.ایکاش چشم بینایی...گوش شنوایی...
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۱۲/۰۱ ساعت 21:48 توسط ساسس
|
عجب...